ترسم از ندونسته‌هام‌ه.

یک نفر، دو نفر، هزار نفر؛ مردم‌ان همه. تا کی بگیری؟ بکش بیرون.

می‌گذرد، روز و ساعت و خرداد. ماییم که هستیم. جاری، باخرداد و بی‌خرداد، پُرحادثه و بی‌حادثه.

اوضاع خیلی قاطی‌پاتیه؛ روزها هم که همین‌طور بدوبدوکنان دارن می‌رن جلو.. سال(های) بعد همین موقع دارم چه خاکی می‌ریزم تو سرم معلوم نیست.