روزانه‌های علیها

اینجا تنهاتر، بی‌پرواتر و شخصی‌تر هستم…

نون

داغ بود. برداشتم‌اش. هوا سرد بود. گرماش رو کم‌کم داد به دست ِ سردم و خودش سرد شد..