من: نامرد! اون همه مشت ُ مالت دادم… یه دستی برسون دیگه!
اون: بیشین بینیم بااا!
من: این پا خوب میشه که… اون وقت نشونت می دم… نامرد!
اون: نشون بده بینَم چُلاغ!
من دلم سخت گرفتهست ازین میهمانخانهی مهمانکش روزش تاریک
من: نامرد! اون همه مشت ُ مالت دادم… یه دستی برسون دیگه!
اون: بیشین بینیم بااا!
من: این پا خوب میشه که… اون وقت نشونت می دم… نامرد!
اون: نشون بده بینَم چُلاغ!
هیچی دیگه عرضم به خدمت شما که شکست… شکست لامصب :دی (+)

16ام اردیبهشت، تولد دوست خیلی خیلی عزیزمون، جودی ابوت (+) بود که براش اینجا تولد گرفتیم. درنظر داشتیم که براش پادکستی هم آماده کنیم که به خاطر کمبود وقت، نشد!
حالا با کمی تاخیر، پادکست تولد ِ جودی ابوت مهربون با کمک دوستان آماده شد و می تونید گوش بدید… تقدیم به جودی ِ عزیز :)

دریافت » فورمت mp3 با حجم 11.4mb – کیفیت بالا | فورمت mp3 با حجم 5.74mb – کیفیت پایین | فورمت wma با حجم 2.93mb – کیفیت خیلی پایین
دوست دارم این تب های توی تسک بار رو با درگ اند دراپ، جابجا کنم…
استاد بدون اینکه پولی به راننده بدهد، از تاکسی پیاده می شود! راننده بوق می زند و می گوید:
آقا؟ کرایه تون!
استاد سرش را از پنجره داخل می کند و رو به بنده می گوید:
شما مگه حساب نکردی؟!
من می گویم:
خیر، بنده همچین کاری نکردم! :دی
ساعت 12:30 ِ شب هست و من آرام آرام چراغ را خاموش می کنم و می روم به سوی تخت که “بخوابم” :)
خب ولی خیلی وقت ها هم که می گم نیستم، واقعا نیستم!
من: حالا چیکار کنیم؟!
اون: چیو؟
من: این چیزه دیگه…
اون: بس که ابلهی!
من: مرسی مرسی…
ای بابا من می گم آدم یا چیزی نمیگه، یا اگه می گه، پاش می مونه… باور کنین با این کار، به کسی که به قول تون تکیه کرده، ضربه نسبتا محکمی وارد می کنین!
من کلا عادت ندارم بین آدمایی که دور و ورم هستن، فرق بذارم. یعنی برای هرکسی هر کمکی که از دستم بر بیاد انجام می دم معمولا… اما بعضی ها هستن که این وسط سوءاستفاده می کنن از آدم. انتظارات بی خود از آدم دارن و خلاصه اینکه حسابی سوار آدم می شن! یکم بُکن آقاجان! ملاحظه رو می گم!