یکی شون شاده یکی شون غمگین. یکی توی فکره، اون یکی خوابه!
من دلم سخت گرفتهست ازین میهمانخانهی مهمانکش روزش تاریک
یکی شون شاده یکی شون غمگین. یکی توی فکره، اون یکی خوابه!
یادش بخیر… چه کسی فکرش را می کرد اینطور بشه؟ چه روزهایی بودها. چقدر خندیدیم :) اما خب نشد. خلاف ِ جهت رفتن عواقب دارد!
آدم! باید چیز جالبی باشد. شاید یکی برای خودم خریدم!
پیاده که می روم، زیر ِ آسمان ِ گریان، میبینم که چه حریص است این باران که از خیس کردن ِ هیچ و هوچ هم نمی گذرد!
روزانه های مان را هم از این پس قرار شد در یک همچین جایی بنویسیم. (قبلا اینجا در خدمت بودیم).
خیلی خیلی به اینجا احتیاج داشتم تا بعضی حرف هایی که شاید حتی برای خودم هم زیاد جالب نباشند را درش خالی کنم! اگر چیز دهن سوزی اینجا ندیدید، حلال مان کنید. بههرحال من با تو خوشم! نمی دانم تو هم خوش هستی با دل من یا نه..