روزانه‌های علیها

اینجا تنهاتر، بی پرواتر و شخصی تر هستم…

حرف‌ها داره این دل…

حرف‌ها داره این دل؛ کیه که گوش کنه..

ثبت‌شدن ِ خاطرات ِ خوب خیلی…

ثبت‌شدن ِ خاطرات ِ خوب خیلی خوبه، اما مرورش وقتی که دیگه نداریشون، اصلاً خوب نیست..

یادت هست کنار ِ لبم به‌خاطر ِ خشکیده‌گی…

یادت هست کنار ِ لبم به‌خاطر ِ خشکیده‌گی داشت خون می‌آمد؟ هول‌شدنت را برای پیدا کردن ِ دستمال دوست داشتم..

درد

هنوز فکّ‌مان به‌خاطر ِ فشردن ِ دندان‌ها روی هم، از سوز ِ سرما، درد می‌کرد..

درگیرانه‌گی‌های بلندبلند

نوشتم، جمله‌بندی کردم، تصحیح کردم، بعضی کلمات رو عوض کردم، هزار بار از رو خوندم، باز تصحیح کردم، جمله‌بندی‌ها رو به‌تر کردم، از رو خوندم، پاک کردم، یه لیوان آب خوردم..

از لحاظ ِ فَرق

زیر ِ بارون، فرق ِ آدم ِ چتردار با آدم ِ چترندار این‌ه که چتردار، خیس‌شدن رو خیلی به‌تر از چترندار حس می‌کنه…

گیر کردن ِ سوزن مثلا

از دیشب که اتفاقی این آهنگ رو توی آرشیو موسیقی ِ چند سال پیشم پیدا کردم، تا همین الان دارم گوش می دم بهش. یادمه همون موقع هم خیلی دوست داشتمش…


دریافت: اونی که می خواستم – همایون

کاش

کاش کودکی بودم که همه ی دغدغه اش، نقاشی روی دیوار بود…

یک عدد سوال!

سوال ِ وارده:

اگر از یه برج شونصد طبقه بی اُفتین پایین، اولین کاری که می کنین چیه؟

گزینه های وارده:

  • الف: داد می زنم
  • ب: می رم بیمارستان تا خوب شم
  • ج: توییت می کنمش و بعد می رم فرفر ببینم چندتا لایک می خوره :)
  • د: می میرم!

آلزایمر در سطح بین المللی!

آقای آ به آقای ب:

خب اون فیلم های وی اچ اس که می خواستیم بریزیم دور کجان؟

آقای ب به آقای آ:

چه‌می‌دونم… از علی‌رضا بپرس…

آقای آ به آقای ب:

این مَردک که نمی‌دونه ناهار چی خورده…!!