من دلم سخت گرفتهست ازین میهمانخانهی مهمانکش روزش تاریک
من: حالا چیکار کنیم؟!
اون: چیو؟
من: این چیزه دیگه…
اون: بس که ابلهی!
من: مرسی مرسی…