از حسرت و خشم و سزا ، از کینه و درد و عزا ، از پوچی و مرگ و مراء بگذر بگذار بگذرد
از بُخل و افسوس و سراب ، از غصه های بی حساب ، از آرزوهای برآب بگذر بگذار بگذرد .
از رنج و جنگِ درسکوت ، از عجز و زاری در قنوت ، از کنج وهمِ کوروسوت بگذر بگذار بگذرد.
از نفرت و فخر و حسد ، از مانع و دیوار و سد ، از داوری ها و رصد بگذر بگذار بگذرد.
از حرص و از خودکامگی ، از شرم و از دیوانگی ، از فتنه و آوارگی بگذر بگذار بگذرد.
از دوری و بی همدمی ، از جورِ قهر و دشمنی ، از هر ستم بر آدمی بگذر بگذار بگذرد.
فاطیما در 11/01/03 گفت:
از حسرت و خشم و سزا ، از کینه و درد و عزا ، از پوچی و مرگ و مراء بگذر بگذار بگذرد
از بُخل و افسوس و سراب ، از غصه های بی حساب ، از آرزوهای برآب بگذر بگذار بگذرد .
از رنج و جنگِ درسکوت ، از عجز و زاری در قنوت ، از کنج وهمِ کوروسوت بگذر بگذار بگذرد.
از نفرت و فخر و حسد ، از مانع و دیوار و سد ، از داوری ها و رصد بگذر بگذار بگذرد.
از حرص و از خودکامگی ، از شرم و از دیوانگی ، از فتنه و آوارگی بگذر بگذار بگذرد.
از دوری و بی همدمی ، از جورِ قهر و دشمنی ، از هر ستم بر آدمی بگذر بگذار بگذرد.